تقسیم کار اجتماعی:
موضوع کتاب :مناسبات افراد با اجتماع
سوال:
1.چگونه مجموعه ای از افراد می توانند جامعه را تشکیل دهند؟
2.چگونه افراد تشکیل دهنده جامعه میتوانند شرط لازم برای هستی اجتماعی یعنی اجماع اجتماعی را تحقق بخشند؟
دورکیم برای پاسخ به این 2 پرسش 2 شکل همبستگی را از هم جدا میکند.
- همبستگی خود به خودی یا مکانیکی(همانندی)
- همبستگی اندامی یا ارگانیکی (آرون؛ص362)
1-1افراد جامعه چندان تفاوتی با یکدیگر ندارند
1- 2 افراد به هم همانندند
1-3 افراد احساسات واحدی دارند
1-4 به ارزشهای واحدی وابسته اند
1-5 مفهوم مشترکی از تقدس دارند
1-6 جامعه منسجم است زیرا افراد هنوز تمایز اجتماعی پیدا نکرده اند
- همبستگی اندامی یا ارگانیکی
2-1 وحدت انسجام یافته اجتماع در آن ؛نتیجه تمایز اجتماعی افراد با هم است
2-2 افراد با هم متفاوتند
2-3 لزوم استقرار اجماع اجتماعی نتیجه وجود همین تمایزها ست
2-4 همبستگی مبتنی بر تمایز اجتماعی افراد در قیاس با اندامهای موجود زنده است
2-5 هر کدام از این اندام وظیفه خاصی دارند اما همگی برای حیات موجود زنده لازم اند
- شکل همبستگی با 2شکل نهایی سازمان اجتماعی تطابق دارد
- از افکار اساسی دورکیم:
- در جوامع بدوی ؛فرد از لحاظ تاریخی عامل اول نیست
- آگاهی یافتن به فردیت نتیجه توسعه تاریخی است
- جامعه دارای همبستگی مکانیکی به نوعی همان جامعه قطاعی یا تیره ای است (آرون؛ص 363)
- تقسیم کار مورد نظر او شامل:
1.تمایز پذیری مشاغل
2. تعدد فعالیتهای صنعتی
که این دو مظهری از تمایذپذیری اجتماعی هستند
مظهر این تمایزپذیری از هم پاشیدگی ساختی و شالوده قطاعی یا تیره مانند جامعه است(آرون ؛ص364)
3.تعریف قطاع:
3-1 گروه اجتماعی که افراد با هم پیوند بسیار نزدیک دارند
3-2 نسبتا جدا از دیگر گروهها ودارای زندگی خاص خویش است
3-3 مستلزم وجود نوعی همبستگی مبتنی بر همانندی است
3-4 اما مستلزم جدایی از جهان خارج از گروه هم هست
3-5 سازمان قطاع با نمودهای عام تمایز پذیری اجتماعی متناقض است
نظریه کلی دورکیم:
تقسیم کار:
نخستین فکر اصلی دورکیم وجدان جمعی است.
4.تعریف وجدان جمعی بنا به تعریف تقسیم کار:
4-1 مجموعه باورها و احساسات مشترک در بین حد وسط اعضای یک جامعه
4-2 این مجموعه دستگاه معینی را تشکیل میدهد که دارای حیات خاص خویش است.
4-3 وجدان جمعی فقط در احساسات وباورهای حاضر در وجدانهای فردی وجود دارد(آرون؛ص364)
4-4 وجدان جمعی مظهر ساده یا معلول وجدانهای فردی نیست
4-5 درتمامی گستره جامعه پراکنده است
4-6 از شرایط خاصی که افراد در آن قرار دارند مستقل است
4-7 وجدان جمعی همواره یکی است
4-8 وجدان جمعی پیوند دهنده نسلهای متمادی به یکدیگر است
4-9 وجدان جمعی نوع روحی جامعه است(قبلی؛ص365)
5.چگونگی گسترش و نیروی وجدان جمعی ؛به تفاوت جوامع بستگی دارد
5-1-1جوامع دارای همبستگی مکانیکی وجدان جمعی بزرگترین بخش وجدانهای فردی رادربرمیگیرد
5-1-2 آن بخش از هستی های فردی که تابع احساسات مشترک است تقریبا معادل تمام هستی های فردی است
5-1-3 مهمترین بخش هستی فرد تابع فرامین و ممنوعیتهای اجتماعی است
5-1-4 ممنوعیتهایی که برای اکثریت اعضای گروه تحمیل میشوند؛منشاءش گروه است(قبلی؛ص365)
5-1-5 هر قدر وجدان جمعی قوی تر باشد خشم عمومی برضد جرم حادتر است
5-1-6 وجدان جمعی؛ جزئیات تفصیلی هر کردار و اعتقادی را تعیین کرده است(قبلی؛ص366)
5-2-1درجوامع دارای تمایزهای اجتماعی هرکس آزاد است در مقدار زیادی از اوضاع و احوال به دلخواه خویش فکر کند
5-2-2 در جوامع دارای همبستگی ارگانیکی ؛دایره عمل آن بخش از هستی که تابع وجدان جمعی است کاهش می یابد
5-2-3 واکنش های جمعی بر ضد جرم تضعیف میگردد
5-2-4 دامنه تعابیر فردی فرمانهای اجتماعی توسعه بیشتری می یابد(قبلی؛ص366)
6.فکر مرکزی دورکیم از تحلیل های بالا:
6-1 فرد از جامعه زاییده میشود نه جامعه از افراد
6-2 تقدم جامعه بر فرد 2 معنا دارد:
- تقدم تاریخی جوامع دارای افراد به هم همانند بر جوامعی که افراد آنها هم آگاهی به مسئولیت خود پیدا کرده اند و هم توانایی بیان آن را پیدا کرده اند(قبلی ؛ص366)
- نتیجه این تقدم تاریخی ؛تقدمی منطقی در تبیین نمودهای اجتماعی است
- همبستگی مکانیکی مقدم بر همبستگی اندامی
7.تقسیم کار از دید اقتصاد دانان:
تقسیم کار اجتماعی را ناشی از نفعی میدانند که افراد برای تقسیم وظایف ما بین خود به منظور افزایش بازده اجتماع داشته اند.(قبلی؛ص367)
8. تقسیم کار از دید دورکیم :
- ین نوع تبیین بر اساس عقلانیت رفتار فردی در حکم واژگون کردن نظم واقعی است
- در واقع آگاهی به فردیت ؛عملا پیش از پیدایش همبستگی اندامی و تقسیم کار نمیتوانست وجود داشته باشد.(قبلی؛ص367)
9 فکر اساسی دورکیم در بررسی تقسیم کار اجتماعی:
9-1 تقدم تاریخی جوامعی که در آنها آگاهی فردی پدیده ایکاملا از خود بی خود است
9-2ضرورت تبیین نمودهای فردی بر پایه وضع اجتماعی (قبلی؛ص367)
9-3 تقسیم کار اجتماعی نوعی ساخت پذیری تمامی جامعه است که تقسیم فنی یا اقتصادی کار مظهری از آن بیش نیست
10-دورکیم میگوید برای بررسی یک نومد اجتماعی به نحو علمی باید آن را به نحو عینی ؛یعنی از خارج درک و مطالعه کرد.
10-1 این عائم و نمودهای وجدانی در مورد تقسیم کار ؛همان نمودهای حقوقی اند
10-2 نوع حقوق وجود دارد که هر کدام مختص نوعی از همبستگی است
10-3حقوق تنبیهی که خطا ها یا جرم را کیفر میدهد.
10-4حقوق ترمیمی (تعاونی) احیای امور در صورت ارتکاب خطا؛یا ایجاد همکاری بین افراد است.(قبلی؛ص368)
10-3-1معرف وجدان جمعی در جوامع دارای همبستگی خود به خودی.
10-3-2هر قدر وجدان جمعی گسترده تر و نیرومندتر باشد؛تعداد کردارهایی که جرم شمرده میشوند بیشتر است.
10-3-3جرم به معنای جامعه شناختی ؛کرداری است که وجدان جمعی آن را ممنوع میداند
10-3-4جرم فقط از خارج و در قبال احوال وجدانی جامعه مورد بحث تعریف میشود
10-3-5مجرم کسی است که در یک جامعه معین از قواعد مدنی آن جامعه سرپیچی کرده است.
( قبلی؛ص368)
10-3-6اونظریه کیفر را نیز تبیین میکند:
نقش کیفر ؛ارضای وجدان جمعی است.زیرا همین وجدان جمعی است که با کردار یکی از اعضای اجتماع جریحه دار شده است.(قبلی؛ص369)
10-4-1 هدف عبارت از برگرداندن انتظام امور بر مدارعدالت و آنچنانکه انصافا می بایست باشند.
10-4-2 شامل تمام قواعدی است که هدف آنها ایجاد تعاون مابین افراد است.
10-4-3 حقوق اداری یا اساسی مانند حقوق تجاری از نوع حقوق ترمیمی اند.(قبلی؛ص369)
10-4-4 این انواع بیشتر عبارتند از ایجاد همزیستی منظم و مقرر بین افرادی که وضع اجتماعی آنها از هم متمایز است. .(قبلی؛ص369)
11.به نظر او تقسیم کار مبتنی بر تصمیمهای عقلانی افراد به منظور افزودن بر بازده مشترک از راه تقسیم وظایف نیست؛جامعه جدید هم بر پایه قرار دادبنا نشده است.(قبلی؛ص370)
11-1 او با قرار دادگرایانی چون اسپنسر ویا اقتصاددانان ؛مخالف است.
11-2 دورکیم میگوید قرارداهای بین افراد در چارچوب یک شرایط اجتماعی صورت میگیرد که خود افراد تعیین کننده ان نیستند
11-3 تقسیم کار تخصصی و تمایز آفرین در واقع شرط مقدم وجود یک سپهر قرار دادی را تشکیل میدهد
11-4 گر چه افرادند که بین خود قرار داد میبندند ولی شرایط قراردادها را قانون گذار تعیین میکند که کار او ترجمان استنباطی است که جامعه کل از عدالت و بی عدالتی دارد.(قبلی؛ص370)
11-5 مقدمترین عنصر تعریف جامعه جدید ؛نمود تمایزپذیری اجتماعی است که قراردادگرایی نتیجه و مظهر آن است.
11-6 ماهیت اجتماعی افراد و چگونگی توافقهای آزادانه آنان را بر اساس جامعه کل میتوان فهمید.(قبلی؛ص371)
7.علت همبستگی اندامی یا تمایز پذیری اجتماعی که جامعه به عنوان خصیصه ذاتی جوامع جدید در نظر گرفته شده چیست؟
7-1 وقتی که ماهیت نمود اجتماعی است؛بنابر اصل همسانی علت ومعلول ؛علت هم باید مانند معلول اجتماعی باشد
7- 2 اوتبیین کنت را که عامل اساسی توسعه اجتماعی را ملال خاطر یا جستجوی خوشبختی میداند؛رد میکند
7-3 تمایزپذیری خوشی ها نتیجه تمایزپذیری اجتماعی است نه علت آن
7-4 درمورد خوشبختی هیچ گواه بر آن نیست که ما خوشبخت تر از پیشینیان خود باشیم .(قبلی؛ص371)
7-5 بهترین دلیل اینکه خوشبختی انسان همراه با ترقی جوامع جدید افزایش نمی یابد فراوانی خودکشی ها است
7-6 از نظر او تقسیم کار که نمودی اجتماعی است فقط با نمودهای اجتماعی دیگری میتواند تبیین شود
و آن هم چیزی نیست جز ترکیبی از حجم و تراکم مادی و اخلاقی جامعه
7-6-1 حجم:تعداد افرادی است که به یک اجتماع معین تعلق دارند
7-6-2 تراکم مادی: تعداد افراد در رابطه با سطح معین خاک
7-6-3 تراکم اخلاقی جامعه:شدت ارتباطها و مبادلات بین افراد(آرون؛ص372)
8 دورکیم برای تبین استدلالش ؛مفهموم تنازع بقا داروین را مطرح میکند
8-1 تمایزپذیری اجتماعی راه حل مسالمت جویانه تنازع بقا است
8-2 همینکه افراد به جایی میرسند که دیگر همانند هم نیستند بلکه متفاوتند؛و هر یک به سهم خود ر حیات همگان سهیم میشود ودیگر نیازی به از بین بردن تعداد زیادی از افراد نیست (آرون؛ص372)
9. محورهای اساسی اندیشه دورکیم :
9-1 تمایزپذیری اجتماعی شرط آفریننده آزادی فردی است
9-2 در جامعه فردگرا؛مشکل عمده عبارت از حفظ حداقل وجدان جمعی که اگر بکلی از بین برود همبستگی اندامی به تجزیه خواهد انجامید
9-3 فرد مظهر اجتماع است
0-4 حتی در جامعه که به هر کس اجازه ان را میدهد که خود خویش باشد سهم وجدانهای فردی مهمتر از آن است که ما معمولا تصورش را میکنیم(آرون؛ص373)